خط داستانی
کارا مراد یک جوان شجاع و قوی با موهای تیره است. او جنگجویی است که میتواند به تنهایی به ارتش بیزانس حمله کند و سرنوشت نبردی را که در صربستان بین امپراتوریهای عثمانی و بیزانس در حال وقوع است تغییر دهد. او به همراه دیگر مهاجمان در مرزهای عثمانی گشت میزند و توجه بیزانسیها را جلب میکند. در طول نبرد، کارا مراد نشان میدهد که مردی شجاع و بیباک است. او تمام تلاش خود را برای دفاع از سرزمین، مردم، امپراتوری عثمانی و خانوادهاش میکند. اورهان چلبی، برادر کوچکتر سلطان مراد، تنها به دنبال تخت سلطنت است. اما سلطان مراد تخت را به پسرش میسپارد و دوران جدیدی با سلطان محمد آغاز میشود: مردی جوان، شجاع و با ایمان. کسانی که فکر میکنند سلطان محمد ضعیف است از این موضوع سوءاستفاده کرده و نقشههای شومی میکشند.