ایزولا
Isola
در جزیرهای گمشده میان دو جهان، دای، یک زن جوان چینی، درون غاری به تنهایی روزگار میگذراند و منتظر تولد نوزادی است که روزبهروز رحمش را فراختر میکند. او در اطراف بندری که هر روزه با ورود صدها مهاجر شلوغ میشود، بیوقفه در جستجوی چهره مردی است که دوستش دارد، همسرش. شبی، آرزویش برآورده خواهد شد.