خط داستانی
فرشتهٔ رهاشدهٔ کمدی کاندی به فرمان خدا به دنیای خاکسپاری میآید تا مردی بهنام ماتسوطارو را شاد کند. در محل کار، رئیسش سانویاما به او فریاد میزند، اما به طور پنهانی عاشق میرا است که در همان بخش فروش کار میکند و هدیهای به او میدهد. میرا خوشحال است اما رابطهٔ او و کاندی را اشتباه میگیرد و هدیه را رد میکند. کاندی مسئولیت احساسات را به دوش میکشد و سعی میکند سوءتفاهم را اصلاح کند، اما میرا با سردی به او پاسخ میدهد. اما در اعماق دل، میرا نیز عاشق اوست.