خط داستانی
«شیشه» فیلم کوتاه شاعرانهای است درباره اندوه، خاطره و قدرت هنر در حفظ ارتباط. پس از مرگ ناگهانی پدرش، میا خود را در اتاقی پر از سکوت و قولهای عملینشده تنها مییابد. در میان اینها، رویای مشترک آنهاست: نواختن موسیقی با هم روی بطریهای شیشهای پر از آب، سازی که پدرش زمانی با آن مینواخت و آرزو داشت آن را به او منتقل کند.