خط داستانی
پائو فقیر در سایه زیر پل بروکلین زندگی می کند با منبعی برای زنده ماندن نقش چوب می تراشد و برای او و سگ وفادارش غذا می فروشد اما در شبی سرد و تاریک در بروکلین شاهد سرقت هنری می شود و توسط ون گان رانده می شود پس از آن در بیمارستان پرستاری زیبا از پائو قدردانی می کند و تصمیم می گیرد او را به دوست خود یک دلال هنری معرفی کند اما دلال پائو را به عنوان تنها شاهد جرم سروسامان داده شده به رسمیت می شناسد داستان با پایانی نفسگیر به پایان می رسد