خط داستانی
قلبی گرسنه که نمادی از بدنهٔ بدن است، همزمان آشکار و پنهان، مانند نقاشیهای باروک: ملامتشده، شرمنده یا از نگاه تماشاگر دورافتاده. میان بازیگرانی که حاضرند به رمزگشایی و جهان صحنهای خود عمل کنند، اما نمیتوانند دربارهٔ روابطی که آنها را تعیین میکند شهادت دهند. آنها همدیگر را گم میکنند و پیدا میکنند؛ قلب تنها شکارچی است.