خط داستانی
شلدُن از خشم و تلخی که زندگی اش را تعریف کرده است به سختی رهایی می یابد وقتی بازدید از خانه پدرش موجب انفجاری از احساسات می شود که نمی تواند کنترل کند. در مواجهه با گذشته و یاد مادر مرحومش، شلدُن باید تفاوت از دست دادن خود با توانایی پدرش در ادامه دادن را درک کند. وقتی برای جاسوسی از پدرش دست می زند، شلدُن ناچار است تصمیم بگیرد آیا می تواند مردی شود که خانواده اش به آن نیاز دارند پیش از آن که خیلی دیر شود.