خط داستانی
سِین مکآلِیستر به زادگاهش در یورکشایر، هال، بازمیگردد تا به عنوان مدیر خلاقیت مراسم افتتاحیه جشنهای شهر فرهنگ باشد. او با زندگی مشترک با والدین ۹۰ سالهاش روبهروست و در این حال درباره تغییرات شهری که با کاهش بودجه عمومی روبهرو شده، بریگزیت موجب تقسیمش شده و بیش از یک سوم کودکانش در فقر زندگی میکنند، تأمل میکند. در حاشیههای شهر با استیو آرنت، کارگر بندر از روز و هنرمند هیپهاپ از شب، آشنا میشود و فیلمبرداری را آغاز میکند. استیون آرنت رویای خلاقانهی خود را در سر دارد و میان رویدادها و اشیای عادی زندگی، داستانی از امید و روایتهای شهری را مطرح میکند.