خط داستانی
CJ، ۱۹ ساله، از زمانی که دوست دوران کودکیاش، سوفیا، برای تحصیل به کالج رفته، ارتباطش را با او قطع کرده است. با درک اینکه چقدر از هم دور شدهاند، سوفیا اصرار میکند که CJ تعطیلات پاییز را در کلبهی پدربزرگش بگذراند، جایی که آنها تابستانها را با هم میگذرانیدند. CJ که reluctant است، گروه جدیدی از دوستانش را جمع میکند تا برای یک فرار پاییزی به آنجا بروند. جوسلین و آمبر، دختران شهری در دل، از این پناهگاه جنگلی استقبال میکنند اما هیجان آنها به سرعت به ترس تبدیل میشود وقتی که متوجه میشوند یک ولگرد در یک تریلر خراب در ملک زندگی میکند.