خط داستانی
ساکرامنتو کالیفرنیا یک کانون قاچاق انسان است. آنچه برای کِلی روزی عادی شروع شد، به کابوسی غیرقابل تصور تبدیل میشود. او توسط یک باند بیرحم از بایکرها و کارتل ربوده شده و به خریداری فروخته میشود که در فاصلهای دور از خانهاش، اشتهایی سیریناپذیر برای دختران جوان و زیبا دارد. کِلی در یک اتاق کشتار به هوش میآید و با تماشای فیلمهایی در یک دوربین فیلمبرداری، از وحشتهایی که در انتظارش هستند آگاه میشود. او باید فرار کند، وگرنه مانند بقیه اعضای «گله انسانی» قبل از او، به کشتارگاه برده خواهد شد.