خط داستانی
در تمام عمرش در زندان و بیرون از آن، امی استرانگهولد دیوانه به نظر میرسد که در یک چرخه باطل به عنوان یک ولگرد خیابانی گیر کرده است، تا اینکه دخترش که از او جدا شده میخواهد دوباره با او ارتباط برقرار کند، اما فقط در صورتی که شغف واقعی و خانهای در حومه شهر داشته باشد. اما وقتی دخترش به طور غیرمنتظره به خانه سفیدش که پر از تمام دژهایش است میآید، امی باید یاد بگیرد که چگونه از درون آزاد شود قبل از اینکه دخترش برای همیشه از او گم شود.