Storyline
والدین ایلجیما به دلیل یک توطئه در دوران کودکی او کشته شدند. سالها بعد، او به یک دزد شجاع تبدیل میشود که از مقامات فاسد دزدی کرده و به فقرا کمک میکند. او در نهایت موفق میشود انتقام مرگ والدینش را بگیرد. اما پلیس شروع به تعقیب او میکند و او در خانه یک گیسانگ پنهان میشود. گیسانگ، نامزد سابق او بود. او نیز والدینش را به دلیل یک توطئه از دست داده است. او از ایلجیما میخواهد که با او بماند، اما او برای انجام وظیفهاش میرود.